abuzar cover art

Тексты

با این دلا چی کردی ای رفیق ، که شهری به داغِت گرفتار شد
پشت سِپاهی به تو ، گرم بود، دوباره اِمام بی عَلَمدار شد

چه زیبا خدا از تو راضی شده چه عالی دِرَخشیدی روزِ نَبَرد
تو و هم قَطارات، گُل، کاشتید ای شهید ابوذرِ مُرادی فَرد

بس که دم، زدی از شَهید داریوش، گرفتی عطر و رنگِ شَهید
دستِت رُ گِرفتُ بُرد با خودش ، رفتی تو آغوش قشنگِ شَهید
شَهید ابوذر... شَهید ابوذر...
چقدر عشق داشتی به سِیِّد علی، کلامِش رُ کردی سَر مَشقِ جان
میگفتی که رَهبر، مارو میبره به سمتِ ظهورِ اِمامِ ، زَمان

نتونِست کسی خوب رِوایَت کنه چه غیرَت چه مَردانِگی تو
شایَد بتونن یَتیمایی که ، باهاشون تقسیم کردی زندگیتو

همه لَحظه هات برای خدا بود ای پاسدارِ دل نِشینِ رَشید
تو از اُلیایِ خدایی کسی غیر خوبی از تو ندید
شَهید ابوذر... شَهید ابوذر...

کاش امسال میبودی ، واسه کُلِ هِیئت دوباره گِل مالی کنی
بازم دَم بگیری عَلَمدار، نَیامد چشاشونو اَز اَشک خالی کنی

بِرِس به حال دل مادرت روزا رُ به سختی تَحَمُّل میکنه
برای دیدنت توی خواب ، به خانُم ، زَهرا ، تَوَسُّل میکنه

چه سَخته بگیرم جُلو اَشکامُ، وقتی دختَرِت روبروم میشینه
دلتنگیاشو یه نامه کرده واسه من میخونه که باباش ببینه

چاهار، گل ازت موند به یادگار، هر کدوم ، ادامه میدن راهتو
به این نو گُلا که نگاه میکنم ، می بینم عزیزم روی ماهتو

خدا رُ ، شُکر ، آشِنا شدم با تو ستاره ی پُر زِ نور
تو فخرِ ایل و تَبارِ مَنی اَبوذر شَهیدِ راهِ ظُهور

میدونَم که این دِل تَنگیا یه پایانِ خیلی زیبا داره
بِزودی میاد حُجَّتِبنِلحَسَن سپاهِ شَهیدارو هَمراه داره
سپاهِ شَهیدارو هَمراه داره