Songtexte
چی کردی با دل این آدما، که شهری یه داغِت گرفتار شد
پشت سِپاهی به تو ، گرم بود، دوباره اِمام بی عَلَمدار شد
بس که دم، زدی از شهید داریوش، گرفتی خُلقُ خو، و رنگِ شهید
شهیدِت کرد این رفاقت ، رفتی تو آغوش قشنگِ شهید
چِجوری خدا رو، راضی کردی تو مناجات چی گرفتی و دادی
ما موندیم تو این زندگی ، تو شدی ، شهید ابوذرِ مرادی
کاش امسال میبودی ، واسه بچه های هیئت دوباره گِل مالی کنی
با صدات دَم بگیری ، عَلَمدار نیامد ، چشامونو از اشک خالی کنی
شَهید ابوذر... شَهید ابوذر... شَهید ابوذر...
چقدر عشق داشتی به سِیِد علی، کلامِش رو کردی سرمشقِ جان
میگفتی که رهبر، مارو میبره به سمتِ ظهورِ اِمامِ ، زَمان
من نمیتونم رِوایت کنم حتی گوشه ای از مَردانِگی تو
شاید بتونن یَتیمایی که ، باهاشون تقسیم کردی زندگیتو
همه کوشِشِت برای خدا بود ای پاسدارِ دل نشینِ رَشید
خدا داد آخر، به تو مُزدِتو از اول معلوم بود که میشی شَهید
برِس به حال دل مادرت روزا رو به سختی تَحَمُل میکنه
برای دیدنت توی خواب ، به خانُم ، زَهرا ، تَوَسُل میکنه
چه سَخته بگیرم جلو اشکامو، وقتی دخترِت روبروم میشینه
دلتنگیاشو یه نامه کرده واسه من میخونه که باباش ببینه
شهید ابوذر... شهید ابوذر... شهید ابوذر....
چاهار، گل ازت موند به یادگار هر کدوم ، ادامه میدن راهتو
به این نو گُلا که نگاه میکنم ، می بینم عزیزم روی ماهتو
خدا رو شاکرم ،آشِنا کرد منو با تو ستاره ی پُر زه نور
تو فخرِ دینِ خدا و میهنی اَبوذر ای شهیدِ راهِ ظهور
تو فخرِ ایل و تَبارِ مَنی اَبوذر شَهیدِ راهِ ظُهور
میدونَم که این دِل تَنگیا یه پایانِ خیلی زیبا داره
بِزودی میاد حُجَّتِبنِلحَسَن سپاهِ شَهیدارو هَمراه داره
سپاهِ شَهیدارو هَمراه داره
پشت سِپاهی به تو ، گرم بود، دوباره اِمام بی عَلَمدار شد
بس که دم، زدی از شهید داریوش، گرفتی خُلقُ خو، و رنگِ شهید
شهیدِت کرد این رفاقت ، رفتی تو آغوش قشنگِ شهید
چِجوری خدا رو، راضی کردی تو مناجات چی گرفتی و دادی
ما موندیم تو این زندگی ، تو شدی ، شهید ابوذرِ مرادی
کاش امسال میبودی ، واسه بچه های هیئت دوباره گِل مالی کنی
با صدات دَم بگیری ، عَلَمدار نیامد ، چشامونو از اشک خالی کنی
شَهید ابوذر... شَهید ابوذر... شَهید ابوذر...
چقدر عشق داشتی به سِیِد علی، کلامِش رو کردی سرمشقِ جان
میگفتی که رهبر، مارو میبره به سمتِ ظهورِ اِمامِ ، زَمان
من نمیتونم رِوایت کنم حتی گوشه ای از مَردانِگی تو
شاید بتونن یَتیمایی که ، باهاشون تقسیم کردی زندگیتو
همه کوشِشِت برای خدا بود ای پاسدارِ دل نشینِ رَشید
خدا داد آخر، به تو مُزدِتو از اول معلوم بود که میشی شَهید
برِس به حال دل مادرت روزا رو به سختی تَحَمُل میکنه
برای دیدنت توی خواب ، به خانُم ، زَهرا ، تَوَسُل میکنه
چه سَخته بگیرم جلو اشکامو، وقتی دخترِت روبروم میشینه
دلتنگیاشو یه نامه کرده واسه من میخونه که باباش ببینه
شهید ابوذر... شهید ابوذر... شهید ابوذر....
چاهار، گل ازت موند به یادگار هر کدوم ، ادامه میدن راهتو
به این نو گُلا که نگاه میکنم ، می بینم عزیزم روی ماهتو
خدا رو شاکرم ،آشِنا کرد منو با تو ستاره ی پُر زه نور
تو فخرِ دینِ خدا و میهنی اَبوذر ای شهیدِ راهِ ظهور
تو فخرِ ایل و تَبارِ مَنی اَبوذر شَهیدِ راهِ ظُهور
میدونَم که این دِل تَنگیا یه پایانِ خیلی زیبا داره
بِزودی میاد حُجَّتِبنِلحَسَن سپاهِ شَهیدارو هَمراه داره
سپاهِ شَهیدارو هَمراه داره